|
TALANGOR
دهكده داستانك و گنجينه مطالب جالب
|
آدم ها آدم هاي بزرگ درباره ايده ها سخن مي گويند آدم هاي متوسط درباره چيزها سخن مي گويند آدم هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند *** آدم هاي بزرگ درد ديگران را دارند آدم هاي متوسط درد خودشان را دارند آدم هاي كوچك بي دردند ***
*** آدم هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند آدم هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند آدم هاي كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند *** آدم هاي بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند آدم هاي متوسط به دنبال كسب دانش هستند آدم هاي كوچك به دنبال كسب سواد هستند ***
*** آدم هاي بزرگ به دنبال طرح پرسش هاي بي پاسخ هستند آدم هاي متوسط پرسش هائي مي پرسند كه پاسخ دارد آدم هاي كوچك مي پندارند پاسخ همه پرسش ها را مي دانند *** آدم هاي بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند آدم هاي متوسط به دنبال حل مسئله هستند آدم هاي كوچك مسئله ندارند *** آدم هاي بزرگ سكوت را براي سخن گفتن بر مي گزينند آدم هاي متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجيح مي دهند آدم هاي كوچك با سخن گفتن بسيار ، فرصت سكوت را از خود مي گيرند ***
از مرگ نترسيد ... از اين بترسيد كه وقتي زنده ايد چيزي درون شما بميرد.
[ پنجشنبه 21 اردیبهشت1391 ] [ 8:31 PM ] [ Shahrouz ]
[ ]
دو قطره آب
دو قطره آب كه به هم نزديك
شوند ، تشكيل يك قطره بزرگتر ميدهند.
اما دوتكه سنگ هيچگاه با هم
يكی نمی شوند. بخشیدن را خواهی آموخت.
[ پنجشنبه 7 اردیبهشت1391 ] [ 12:39 PM ] [ Shahrouz ]
[ ]
تقصیر ما نیست دوستت دارمها را نگه میداری برای روز مبادا،
سِنت که بالا میرود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج کسی نکردهای و روی هم تلنبار شدهاند! فرصت نداری صندوقت را خالی کنی! صندوقت سنگین شده و نمیتوانی با خودت بِکشیاش…
شروع میکنی به خرج کردنشان! برای یکی ، یک دوستت دارم خرج میکنی! برا ی یکی ، یک دلم برایت تنگ میشود خرج میکنی! یک چقدر زیبایی ! یک با من میمانی؟
بعد میبینی آدمها فاصله میگیرند ، متهمت میکنند
به هیزی… ! ![]()
و عجیب تر از آن است ، دوست داشته شدن... تقصیر از ما نیست؛ تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شدهاند.
[ پنجشنبه 17 فروردین1391 ] [ 2:12 PM ] [ Shahrouz ]
[ ]
روز
سیزده فروردین که درایران بنام روز طبیعت نامگذاری شده و مردم
دراین روز با خانواده به دامن طبیعت و دشت وکوه و صحرا پناه می برند و این
روز را با شادمانی سپری کرده و به اصطلاح سیزده را بدر میکنند بر همه دوستان عزيز
مبارک باد.امیدورام تعطیلات خوبی را سپری کرده باشید و سیزده بدر خوبی را پشت سر
بگذرانید.
نمی دونم چی شد سیزده بدر شد / گوشم از جیغ و داد و نعره کر شد به یاد تعطیلات رفته از دست / غم و غصه کنارم همسفر شد از آجیل شب عید مونده تخمه / تموم پسته ها زیر و زبر شد رو پیچ و تاب سبز سبزه ی عید / گره از بخت ما هم کور تر شد عروس تنگ من ، زندانی عید / از آن قصر بلوریش به در شد دروغ سیزده هر ساله ی ما / عجب عیدی به نیکویی بسر شد
فلسفه سيزده بدر: سيزدهبدر يكي از بهترين روزهاي نوروز ميباشد. در اين روز ، ايرانيان بنابر سنتي ديرينه به باغ و دشت و صحرا ميروند و روز خود را در بيرون از خانه سپري ميكنند. سيزده بدر جشن واقعي بهار است . طراوت و سرسبزي به طبيعت بازگشته و طبيعت مردم را به سوي خود ميخواند. در سالهاي اخير كه بحثهاي حفاظت از محيط زيست بيشتر مطرح شده است، سيزده بدر را روز طبيعت نامگذاري كردهاند. ادامه مطلب [ شنبه 12 فروردین1391 ] [ 2:18 PM ] [ Shahrouz ]
[ ]
نوروز باستانی رابه همه دوستان عزیز تبریک عرض مینمایم.
[ پنجشنبه 25 اسفند1390 ] [ 10:44 PM ] [ Shahrouz ]
[ ]
درسی از پروانه يك روز سوراخ كوچكي در يك پيله ظاهر شد. شخصي نشست و چند ساعت به جدال پروانه براي خارج شدن از سوراخ كوچك ايجاد شده درپيله نگاه كرد. سپس فعاليت پروانه متوقف شد و به نظر رسيد تمام تلاش خود را انجام داده و نمي تواند ادامه دهد. آن شخص تصميم گرفت به پروانه كمك كند و با قيچي پيله را باز كرد. پروانه به راحتي از پيله خارج شد اما بدنش ضعيف و بالهايش چروك بود. آن شخص باز هم به تماشاي پروانه ادامه داد چون انتظار داشت كه بالهاي پروانه باز، گسترده و محکم شوند و از بدن پروانه محافظت كنند. هيچ اتفاقی نيفتاد! در واقع پروانه بقيه عمرش به خزيدن مشغول بود و هرگز نتوانست پرواز کند. چيزی که آن شخص با همه مهربانيش نميدانست اين بود که محدوديت پيله و تلاش لازم برای خروج از سوراخ آن، راهی بود که خدا برای ترشح مايعاتی از بدن پروانه به بالهايش قرار داده بود تا پروانه بعد از خروج از پيله بتواند پرواز کند. گاهی اوقات تلاش تنها چيزيست که در زندگی نياز داريم. اگر خدا اجازه می داد که بدون هيچ مشکلی زندگی کنيم فلج ميشديم، به اندازه کافی قوی نبوديم و هرگز نميتوانستيم پرواز کنيم. [ پنجشنبه 18 اسفند1390 ] [ 1:17 PM ] [ Shahrouz ]
[ ]
فرق است بین دوست داشتن و داشتن دوست ، دوست داشتن امری لحظه ایست ولی داشتن دوست استمرار لحظه های دوست داشتن است.
[ پنجشنبه 11 اسفند1390 ] [ 4:17 PM ] [ Shahrouz ]
[ ]
اگر کسی را دوست دارید ، به او بگوئید که " دوستش دارید " ولی مهمتر آنکه وقتی میگوئید " دوستت دارم " به حرفتان اعتقاد داشته باشید.
[ پنجشنبه 27 بهمن1390 ] [ 6:51 PM ] [ Shahrouz ]
[ ]
مهربانی بین دلبستگی و توجه داشتن تفاوت قائل می شود. مهربانی لطیف ترین است ، مهربانی عشق است. شاید برتر از عشق.
مهربانی حسن نیت است . مهربانی می گوید : می خواهم که تو خوشحال باشی.
[ یکشنبه 23 بهمن1390 ] [ 9:16 PM ] [ Shahrouz ]
[ ]
همیشه قیمتی ترین چیزها آنهایی نیستند كه در دور دست ها به دنبالشان میگردیم. گاهی همه هستی در كنار ماست. [ سه شنبه 18 بهمن1390 ] [ 5:8 PM ] [ Shahrouz ]
[ ]
از انسانها غمی به دل نگیر ، زیرا خود نیزغمگین اند؛ با آنکه تنهایند ولی از خود میگریزند زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند. پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند.
[ سه شنبه 11 بهمن1390 ] [ 2:13 PM ] [ Shahrouz ]
[ ]
به اين لطيفه چند بار ميخنديد؟ پيري براي جمعي سخن ميراند. لطيفه اي براي حضار تعريف كرد همه ديوانه وار خنديدند. بعد از لحظه اي او دوباره همان لطيفه را گفت و تعداد كمتري از حضار خنديدند. او مجدد لطيفه را تكرار كرد تا اينكه ديگر كسي در جمعيت به آن لطيفه نخنديد. او لبخندي زد و گفت: وقتي كه نميتوانيد بارها و بارها به لطيفه اي يكسان بخنديد، پس چرا بارها و بارها به گريه و افسوس خوردن در مورد مشكلات يكسان زندگي ادامه ميدهيد؟ مشكلا ت را فراموش كنيد و به جلو نگاه كنيد. [ سه شنبه 11 بهمن1390 ] [ 2:5 PM ] [ Shahrouz ]
[ ]
کسی را که امیدوار است هیچگاه نا امید نکن ،
شاید امید تنها دارائی او باشد.
[ یکشنبه 18 دی1390 ] [ 1:36 PM ] [ Shahrouz ]
[ ]
رحمت خداوندي شرح رأفت و مهربانى حضرت محبوب ، از عهده ى احدى از جهانيان هرچند از همه ى علوم بهره مند باشد بر نمى آيد. گوشه اى از رأفت و مهربانى او را با تعمق در آيات قرآن و روايات مى توان يافت و نزديك ترين راه فهم رأفت و مهربانى توجه به مواضعى است كه رأفت و مهربانى از آنجا تجلّى كرده است [ یکشنبه 18 دی1390 ] [ 1:24 PM ] [ Shahrouz ]
[ ]
گل اگر خار نداشت ،
دل اگر بی غم بود ، اگر از بهر قناری قفسی تنگ نبود ، زندگی ؛ عشق ؛ اسارت ؛ قهر ؛ آشتی ؛ همه بی معنا بود. [ پنجشنبه 15 دی1390 ] [ 5:3 PM ] [ Shahrouz ]
[ ]
اگر صخره و سنگ در مسیر رودخانه زندگی نباشد ،
صدای آب بدون آن دو هرگز زیبا نخواهد بود. [ دوشنبه 12 دی1390 ] [ 1:39 PM ] [ Shahrouz ]
[ ]
گنهكار و عفو پروردگار شيخ بهائى مى گويد : از مردى مورد اطمينان شنيدم، گنهكارى از دنيا رفت . همسرش براى انجام مراسم تغسيل و تكفين و تدفين از مردم درخواست كمك كرد ، ولى شدت نفرت مردم نسبت به آن گنهكار به اندازه اى بود كه كسى براى انجام مراسم حاضر نشد ، به ناچار كسى را اجير كرد كه جنازه را به مصلاى شهر ببرد ، شايد اهل ايمان به انجام مراسم اقدام كنند، ولى يك نفر براى حضور در مراسم حاضر نشد! پس جنازه را به وسيله ى اجير به صحرا برد تا آن را بى غسل و كفن و نماز دفن كند. [ دوشنبه 12 دی1390 ] [ 1:31 PM ] [ Shahrouz ]
[ ]
قدرت باور ها ... در یک باشگاه بدنسازی پس از اضافه کردن 5 کیلوگرم به رکورد قبلی ورزشکاری از وی خواستند که رکورد جدیدی برای خود ثبت کند.
اما بیش از آنچه باور دارید «می توانید» انجام دهید. [ یکشنبه 11 دی1390 ] [ 1:17 PM ] [ Shahrouz ]
[ ]
باران ... مردي زير باران از دهكده كوچكي مي گذشت . خانه اي ديد كه داشت مي سوخت و مردي را ديد كه وسط شعله ها در اتاق نشيمن نشسته بود .مسافر فرياد زد : هي،خانه ات آتش گرفته است! مرد جواب داد : ميدانم. مسافر گفت:پس چرا بيرون نمي آيي؟ مرد گفت:آخر بيرون باران مي آيد . مادرم هميشه مي گفت اگر زير باران بروي ، سينه پهلو ميكني. مرشد مي گويد : خردمند كسي است كه وقتي مجبور شود بتواند موقعيتش را ترك کند . [ یکشنبه 4 دی1390 ] [ 1:23 PM ] [ Shahrouz ]
[ ]
قیمت زیبایی! مردی در نمایشگاهی گلدان می فروخت . زنی نزدیک شد و اجناس او را بررسی کرد . بعضی ها بدون تزیین بودند، اما بعضی ها هم طرحهای ظریفی داشتند .زن قیمت گلدانها را پرسید و شگفت زده دریافت که قیمت همه آنها یکی است .او پرسید: چرا گلدانهای نقش دار و گلدانهای ساده یک قیمت هستند ؟چرا برای گلدانی که وقت و زحمت بیشتری برده است همان پول گلدان ساده را می گیری؟ زیبایی رایگان است . [ یکشنبه 4 دی1390 ] [ 1:18 PM ] [ Shahrouz ]
[ ]
امروز زندگي را آغاز كن ... به آرامی آغاز به مردن می کنی اگر چیزی نخوانی، اگر به اصوات زندگی گوش ندهی، اگر از خودت قدردانی نکنی. به آرامی آغاز به مردن میکنی زمانیکه خودباوری را در خودت بکشی، وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند به آرامی آغاز به مردن میکنی اگر برده عادات خود شوی، اگرهمیشه از یک راه تکراری بروی... اگر روزمرگی را تغییر ندهی اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی، یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی تو به آرامی آغاز به مردن میکنی اگر از شور و حرارت، از احساسات سرکش، و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وا میدارند و ضربان قلبت را تندترمی کنند، دوری کنی... تو به آرامی آغاز به مردن میکنی اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی اگر ورای رویاها نروی، اگر به خودت اجازه ندهی که حداقل یکبار در تمام زندگیت ورای مصلحت اندیشی بروی.... امروز زندگی را آغاز کن! امروز مخاطره کن! امروز کاری بکن! نگذار که به آرامی بمیری... شادی را فراموش نکن! Pablo Neruda (Chilean writer [ شنبه 3 دی1390 ] [ 1:37 PM ] [ Shahrouz ]
[ ]
درس زندگي ... در روم باستان، عده اي غيبگو با عنوان سيبيل ها جمع شدند و آينده امپراتوري روم را در نه كتاب نوشتند.سپس كتابها را به تيبريوي عرضه كردند . امپراطور رومي پرسيد : بهايشان چقدر است؟ سيبيل ها گفتند: يكصد سكه طلا . تيبريوس آنها را با خشم از خود راند سيبيل ها سه جلد از كتابها را سوزاندند و بازگشتند و گفتند:قيمت همان صد سكه است . تيبريوس خنديد و گفت: چرا بايد براي چيزي كه شش تا و نه تايش يك قيمت دارد بهايي بپردازم؟ سيبيل ها سه جلد ديگر را نيز سوزاندند و با سه كتاب باقي مانده برگشتند و گفتند: قيمت هنوز همان صد سكه است. تيبريوس با كنجكاوي تسليم شد و تصميم گرفت كه صد سكه را بپردازد . اما اكنون او ميتوانست فقط قسمتي از آينده امپراطوريش را بخواند . مرشد مي گويد: قسمت مهمي از درس زندگي اين است كه با موقعيتها چانه نزنيم . [ جمعه 2 دی1390 ] [ 10:24 AM ] [ Shahrouz ]
[ ]
به ياد داشته باش ... مردم اغلب بی انصاف ، بی منطق و خودمحورند ولی آنان را ببخش. اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم میکنند ولی مهربان باش. اگر شریف و درستکار باشی فریبت میدهند ولی شریف و درستکار باش. نیکی های امروزت را فراموش میکنند ولی نیکوکار باش. بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچگاه کافی نباشد و در نهایت میبینی هر آنچه هست همواره میان تو و خداوند است نه میان تو و مردم. " کورش کبیر" [ جمعه 2 دی1390 ] [ 10:20 AM ] [ Shahrouz ]
[ ]
ازدواج، يعني همين! شاگردي از استادش پرسيد: عشق چيست؟ استاد در جواب گفت: به گندومزار برو و پرخوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندومزار، به ياد داشته كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني؟ شاگرد به گندمزار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت. استاد پرسيد: چه آوردي؟ و شاگرد با حسرت جواب داد: هيچ! هر چه جلو مي رفتم، خوشه هاي پرپشت تر مي ديدم و به اميد پيدا كردن پرپشت ترين، تا انتهاي گندمزار رفتم. استاد گفت : عشق يعني همين! شاگرد پرسيد: پس ازدواج چيست؟ استاد به سخن آمد كه: به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش كه باز هم نمي تواني به عقب برگردي! شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهي با درختي برگشت. استاد پرسيد كه شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولين درخت بلندي را كه ديدم، انتخاب كردم. ترسيدم كه اگر جلو بروم، باز هم دست خالي برگردم. استاد باز گفت: ازدواج يعني همين !!! [ پنجشنبه 1 دی1390 ] [ 1:1 PM ] [ Shahrouz ]
[ ]
قدرت و صلابت مرد ... قدرت و صلابت یه مرد در پهن بودن شونه هاش نیست [ چهارشنبه 30 آذر1390 ] [ 1:40 PM ] [ Shahrouz ]
[ ]
زيبائي زن ... زیبایی یه زن به لباسهایی که پوشیده... ژستی که گرفته و یا مدل مویی که واسه خودش ساخته نیست زیبایی یه زن باید از چشماش دیده بشه به خاطر این که چشماش دروازه ی قلبش هستند، جایی که منزلگه عشق میتونه باشه زیبایی یه زن به خط و خال صورتش نیست بلکه زیبایی واقعی یه زن انعکاس در روحش داره محبت و توجهی که عاشقانه ابراز میکنه هیجانی که در زمان دیدار از خودش بروز میده زیبایی یک زن هست چیزی که با گذشت سالیان متمادی افزایش پیدا میکنه [ چهارشنبه 30 آذر1390 ] [ 1:35 PM ] [ Shahrouz ]
[ ]
دريا ... کودکی که لنگه کفشش را امواج از او گرفته بود روی ساحل نوشت: دریا دزد کفشهای من. تنها این پیام برایم باقی ماند : برداشت های دیگران در مورد خودت را ، در وسعت خویش حل کن تا دریا باشی. [ چهارشنبه 30 آذر1390 ] [ 1:29 PM ] [ Shahrouz ]
[ ]
انديشه ها ...(1) ”من با زمان قرار همزیستی مسالمت آمیز گذاشته ام که نه او مرتبا مرا دنبال کند و نه من از او فرار کنم، بالاخره که روزی بهم خواهیم رسید“ (ماریو لاگو) ”هرگز در مسیر پیموده شده گام برندارید، زیرا این راه تنها به همان جائی می رسد که دیگران رسیده اند.“ (گراهام بل) ”در عشق همیشه قطره ای جنون هست و در جنون هم همیشه قطره ای عقل“ (فردریک نیچه) ” گذشت زمان بر آن ها که منتظر می مانند بسیار کند، بر آن ها که می هراسند بسیار تند، بر آن ها که زانوی غم در بغل می گیرند بسيار طولانی، و بر آن ها که به سرخوشی می گذرانند بسیار کوتاه است. اما، برآن ها که عشق می ورزند، زمان را آغاز و پایانی نیست.“ (ویلیام شکسپیر) ” بسیاری مردم شادی های کوچک را بامید خوشبختی بزرگ از دست می دهند.“ (پرل س. باک) [ چهارشنبه 30 آذر1390 ] [ 1:19 PM ] [ Shahrouz ]
[ ]
آموخته ام كه ...(1)
با پول مي شود خانه خريد ولي آشيانه نه ، رختخواب خريد ولي خواب نه ، ساعت خريد ولي زمان نه ، مي توان مقام خريد ولي احترام نه ، کتاب خريد ولي دانش نه ، دارو خريد ولي سلامتي نه ، خانه خريد ولي زندگي نه ، مي توان قلب خريد ، ولي عشق را نه. چارلي چاپلين [ چهارشنبه 30 آذر1390 ] [ 1:13 PM ] [ Shahrouz ]
[ ]
هديه براي مادر چهار
برادر ، خانه شان را به قصد تحصیل ترک کردند و آدمهای موفقی شدند. چند سال
بعد،آنها بعد از شامی که باهم داشتند حرف زدند.اونها درمورد هدایایی که تونستن به
مادر پیرشون که دور از اونها در شهر دیگه ای زندگی می کرد ،صحبت کردند. دومی گفت: من تماشاخانه(سالن تئاتر) یکصد هزار دلاری در خانه ساختم. سومی گفت : من ماشین مرسدسی با راننده کرایه کردم که مادرم به سفر بره. چهارمی گفت: گوش کنید، شماها میدونید که مادر چقدر خوندن کتاب مقدس را دوست داشت و میدونین هیچ وقت نمی تونه بخونه ، چون چشماش خوب نمی بینه. من ، راهبی رو دیدم که به من گفت یه طوطی هست که میتونه تمام کتاب مقدس رو حفظ بخونه . این طوطی با کمک بیست راهب و در طول دوازده سال اینو یاد گرفت. من ناچارا تعهد کردم به مدت بیست سال و هر سال صد هزار دلار به کلیسا بپردازم. مادر فقط باید اسم فصل ها و آیه ها رو بگه و طوطی از حفظ براش می خونه. برادرای دیگه تحت تاثیر قرار گرفتن. پس از ایام تعطیل، مادر یادداشت تشکری فرستاد. اون نوشت: میلتون عزیز، خونه ای که برام ساختی خیلی بزرگه .من فقط تو یک اتاق زندگی می کنم ولی مجبورم تمام خونه رو تمییز کنم ، به هر حال ممنونم. مایک عزیز، تو به من تماشاخانه ای
گرونقیمت با صدای دالبی دادی.اون ،میتونه پنجاه نفرو جا بده ولی من همه دوستامو از
دست دادم ، من شنوایییم رو از دست دادم و تقریبا ناشنوام .هیچ وقت از اون استفاده
نمی کنم ولی از این کارت ممنونم.
[ چهارشنبه 2 آذر1390 ] [ 1:46 PM ] [ Shahrouz ]
[ ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |